X
تبلیغات
ایران زمین

ایران زمین

طبیعت زیبا

کیاسر - طبیعت زیبا


+ نوشته شده در یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۰۳:۲۴ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

نمک و تخریب محیط زیست فلات ایران - دکتر اسدالله ابراهیمیان

نمک و تخریب محیط زیست فلات ایران - دکتر اسدالله ابراهیمیان
نمک و تخریب محیط زیست فلات ایران
همانطوریکه ممکن است مطلع باشید فلات ایران یک سرزمین بسته است و به دریای آزاد هیچ راه ابی ندارد. با این حساب هر مقدار نمکی که وارد محیط شود باقی میماند و در آب و زمین انباشت میشود. 

برای روشن کردن قضیه 3 عکس از منطقه گاو خونی را از سایت یکی از هم وظنان قرض گرفته ام که بدوا هم عذر خواهی و هم تشکر میکنم. 

این تصاویر به آسانی نمک انباشته شده در آب و زمین را نشان میدهند. اما این نمک از کجا به گاوخونی سرازیر میشود؟ آب زاینده رود که گوارا و شیرین است! چه میشود که ناگهان اینهمه نمک درپایین دست اصفهان انباشته شده و میشود؟

با اجازه همگی این نمک همان نمکی است که توسط مردم اصفهان و یزد و نایین و دیگر ابادی های مجاور مصرف شده است و بدون کم و کاست هر روز به محیط زیست وارد و انباشت شده است. 

هر انسان روزانه بین 2 تا 4 گرم نمک مصرف میکند. اما مصرف سرانه ایران نزدیک به ده گرم در روز است که البته همه آن در 24 ساعت دفع میشود (به شرط انکه کلیه ها سالم باشند). 

اگر جمعیت اصفهان و دیگر شهرهای حوزه آبریز گاوخونی را 5 میلیون نفر به حساب آوریم و انرا در 10 گرم در روز نمک مصرفی سرانه ضرب کنیم به عدد 50000000 میلیون گرم میرسیم که معادل 5 تن نمک در روز است. در فلات ایران حد اقل 50 میلیون نفر زندگی میکنند پس هر روز 500 تن نمک به فلات ایران واریز میشود! این مقدار نمک برای خشکاندن تمام رستنی ها در کل فلات یاران کافی است.

البته اصفهان مقدار زیادی نمک را از باتلاق گاوخونی باز پس میگیرد اما باز هم مقادیر زیادی نمک از معادن بکر استخراج شده و به مصرف میرسد که انباشت نمک را توجیه میکند. با کم شدن بارندگی و سد شدن آب زاینده رود در بالادست پر واضح است که پس از تبخیر آب، نمک در زمین های پایین دست اصفهان در معرض فرسایش باد قرار گرفته و به زمین های اطراف پراکنده میشود. 
عکس
پراکنده شدن نمک در زمین یعنی مرگ رستنی ها. این بلایی است که در طی 3 هزار سال گذشته بر سر فلات ایران آمده و در سی سال اخیر شدت یافته است. اگر به همین روال پیش رویم در 50 سال آینده در فلات ایران هیچ رستنی نخواهیم یافت. اگر رستنی ها از بین بروند میزان بارندگی هم کمتر و کمتر خواهد شد. 

 

 

 

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۱۰ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

ایران به سمت خشکسالی کامل پیش می‌رود

ایران به سمت خشکسالی کامل پیش می‌رود
بنا بر اعلام وزارت نیرو، حجم آب سدهای تهران نسبت به سال گذشته ۳۶ درصد کاهش یافته است. در همین زمینه رئیس «کمیسیون ملی توسعه پایدار» گفته است که ایران در آینده‌ای نه چندان دور به سمت خشکی تمام پیش می‌رود.

 

حجم آب موجود در سدهای تهران نسبت به مقطع زمانی مشابه در سال گذشته ۳۶ درصد کاهش یافته است.

سایت وزارت نیروی ایران دوشنبه ۱۲ اسفند گزارش داد که در زمان حاضر تنها ۲۱ درصد از حجم مخازن سدهای استان تهران از آب پر شده است.

همزمان با این خبر، به گزارش خبرگزاری «ایسنا» یحیی لطفی، مدیر دفتر بهره‌برداری و نگهداری از تاسیسات استان گلستان، از کاهش ۶۰ درصدی آب ذخیره شده در سدهای در دست بهره‌برداری این استان نسبت به مقطع زمانی مشابه در سال قبل خبر داده است.

در همین زمینه رضا مکنون، رئیس کمیسیون ملی توسعه پایدار، در گفت‌وگو با روزنامه «شهروند» از «تحولی بزرگ» در وضعیت آب ایران خبر داده و گفته است: «جزو ۳ کشوری هستیم که آینده خوشی از نظر آب نداریم.»

آن‌طور که رئیس «کمیسیون ملی توسعه پایدار» گفته، درحال حاضر کشور ایران کشوری خشک و نیمه‌خشک است اما با روالی که پیش می‌رود در آینده‌ای نه چندان دور به سمت خشکی تمام پیش می‌رود.

با این که در برخی از روزهای زمستان، از جمله در ماه بهمن امسال، بارش برف و باران زیادی در تهران صورت گرفته است، اما به گفته پرویز رضازاده، مشاور رئیس سازمان هواشناسی کشور، میانگین بارش‌ها در استان تهران ۲۰ درصد کمتر از میانگین ۵۰ ساله است.

ذخیره اکثر سدها زیر ۳۰ درصد

به تازگی حمیدرضا تشیعی «معاون سازمان آب و فاضلاب کشور» پیش‌بینی کرد که تامین آب مورد نیاز کشور حداکثر در نیمه دوم سال آینده (۱۳۹۲) با مشکلات جدی روبه‌رو می‌شود.

آن‌طور که «معاون سازمان آب و فاضلاب کشور» شنبه (۱۴ دی/ ۴ ژانویه) در جلسه مدیریت بحران آب و فاضلاب استان اصفهان گفته است، ذخیره‌ی اکثر سدهای ایران به ۳۰ درصد کاهش یافته است.

همچنین به گفته حمیدرضا تشیعی بیش از ۵۰۰ شهر ایران در معرض «تنش آبی» هستند.

سدسازی‌های غیرکارشناسی نیز که پیامدهای زیست‌محیطی مخربی به دنبال داشته، در کاهش ذخیره سدها بی‌تاثیر نبوده است. در ماه‌های اخیر وزیر نیرو گفته بود که ظرفیت مخزن سدهای احداث‌شده در ایران یک و نیم برابر موجودی آب رودخانه‌های کشور است.

 

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۰۸ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

کویر با بیابان چه فرقی دارد؟ به فلم دکتر اسدالله ابراهیمیان

کویر با بیابان چه فرقی دارد؟ به فلم دکتر اسدالله ابراهیمیان
کویر با بیابان چه فرقی دارد؟
این دو عکس از بیابانهای منطقه جنوب غرب امریکا گرفته شده اند. این دو عکس، نمونه ای از پوشش گیاهی بیابان خشک و سوزان و کم باران جنوب غرب امریکا را نشان میدهند. 

 

 
 
اما این دو عکس از کویر نمک و کویر لوت ایران هستند. همانطوریکه مشاهده میشود در نمکزار و شوره زار و کویر پوشش گیاهی وجود ندارد. دلیل انهم وجود نمک است.

 

در کویر لوت حتی رودخانه ای هم به نام رود شور جاری است اما به دلیل غلظت بالای نمک هیچ رستنی را یارای روییدن در کویر لوت نیست. در واقع کویر نمک که بر سر راه بادهای 120 روزه سیستان قرار دارد منبع نمک کویر لوت و رود شور است. اگر به سرچشمه رود شور نگاهی بیاندازیم متوجه میشویم که این رودخانه در اتفاعات بیرجند خیلی کم نمک تر است. اما باد نمک گویر نمک را در رودخانه میریزد و انرا شور و شور تر میکند. این مبحث در جای دیگری دوباره مورد بررسی قرارخواهد گرفت. 

 

 عکس

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۰۷ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

آب ها تمام می شوند و به زودی باید فاضلاب را تصفیه کنیم و بخوریم

شیماسادات عطری: بحران آب، وعده تابستان امسال است. از زمستان گذشته و در اوج بارندگی ها وزارت نیرو از مردم می خواهد صرفه جویی کنند، فقط ۲۰ درصد. این درحالی است که تا همین الان تهران نسبت به دوره مشابه، ۴۴ درصد کمتر بارندگی داشته است. یعنی بحران جدی است. دکتر پرویز کردوانی، جغرافیدان برجسته ایرانی، می گوید اگر روند مصرف آب به همین منوال ادامه داشته باشد، باید به فکر تصفیه کردن فاضلاب افتاد؛ ابتدا برای آبیاری های درختان شهری و مصرف در صنایع و در مراحل بالاتر، نوشیدن. 

 

گفتگوی خبرآنلاین با دکتر کردوانی را می خوانید؛

 

آقای دکتر، از زمستان سال گذشته تاکنون، هشدارها درباره کمبود آب داده شده است. بحران آب تا چقدر جدی است؟

وزارت نیرو تاکنون نمی گفت. اما از وقتی که این همه کشاورزی تعطیل شد،‌تالاب ها خشک شدند، این همه شهرها آب ندارند، مثل کرمان که از ۶۴ شهر، ۶۲ تا آب ندارند،‌ هر روز از مردم می خواهند کمتر مصرف کنند و هر روز هم می گویند باید صرفه جویی کنید که اگر نکنید فشار آب کم می شود، قطع می شود، گران می شود و اینها. اوضاع تهران از همه هم بدتر است. تهران بسیاری از استان ها و شهرستان ها را از لحاظ آب نابود کرد تا مشکل خودش را حل کند، اما هنوز هم تشنه است.

 

چرا؟

دو دلیل دارد، مصرف زیاد آب و آلوده کردن همه آنها.

 

آب تهران از قبل همین قدر مشکل داشت؟

اول باید یک تاریخچه از آب تهران بگویم؛ تهران از قدیم از آب قنات استفاده می کرد. همان موقع که روستا بود و یواش یواش توسعه پیدا می کرد. تهران رود ندارد. یعنی آبی سطحی از اول نداشت. از قنات استفاده می کرد. آب جوی ها هم آلوده نبود، پس آب جوی را می بستند در آب انبارهایشان. بعد که جوی ها آلوده شد، چاه زدند سر حوض در خانه ها. بعد تلنبه فشاری گذاشتند. از سال ۱۳۲۸ هم شروع کردند به لوله کشی. اما سال ۱۳۰۹ نخستین آب را به تهران انتقال داده بودند؛ آب کرج، همین بلوار کشاورز فعلی. این آب باعث شد سال ۱۳۱۲ دانشگاه تهران در همان محدوده ساخته شود. بعد که جمعیت زیادتر شد، سد ساختند. سد لار را ساختند که آب رودخانه هراز را که می رفت برای برنج کاری شمال، ‌گرفتند. بعد هم سد لتیان را زدند روی رودخانه جاجرود. پس از کوتای ۲۸ مرداد، آمریکایی ها دشت ورامین را انتخاب کردند برای توسعه کشاورزی. تصمیم گرفتند برای آبیاری زمین های کشاورزی ۳۶۰ پارچه آبادی ورامین، سد بسازند. گفتند یک دهم از این آب را هم می دهند به تهران. تهران که بزرگتر شد، یک دهم یک دهم به سهم آب تهران اضافه کردند تا اینکه الان چند سال است یک قطره آب به ورامین نداده اند. به همین دلیل تصمیم گرفتند سد ماملو را بسازند در جنوب دماوند. این سد هم ساخته شد، اما ۷۰ درصد آب آن برای تهران می برند. ۲۰ درصد برای پرند و ۱۰ درصد هم برای شهرهای ورامین و پاکدشت. آن به شهر می دهند و نه به کشاورزی. اما من پیش بینی می کنم به زودی تمام این آب را تهران بگیرد. این را تهران قبلا ثابت کرده. آب سد کرج را هم به تهران می دهند و هیچ آبی برای کرج وجود ندارد. تمام استان البرز همه از آب چاه استفاده می کنند. فاجعه اینجاست که این سدها هم کم کم پر می شود و امکان خارج کردن گل و لای این سد ها را هم ندارند. ضمن اینکه کارهایی که برای پر نشدن سد لازم است را انجام نداده اند. ۴۰ درصد از سد کرج گل و لای است. بعد رفتند از سرشاخه های سفید رود آب آوردند.

 

باید فاضلاب را تصفیه کنیم و بخوریم. برخی کشورهای دنیا خوشحالند که زباله و فاضلاب زیاد دارند، چون منبع درآمدشان است. اما ما فاضلاب را به وزارت نیرو دادیم. از زباله هم استفاده نمی کنیم. مصرف اول فاضلاب تصفیه شده برای فضای سبز و مصارف صنعتی، در مرحله بعد و بی آبی هم برای خوردن. من پیش بینی می کنم در آینده نزدیک آب فاضلاب را تصفیه می کنند و می خورند. مثل فضانوردان امروزی که ادرارشان را تصفیه می کنند و می خورند. یکی از آب های غیرمتعارف، فاضلاب است. سه تا رود فاضلاب در تهران داریم، برگردانیم تصفیه کنیم و سپس استفاده کنیم، دو تا رود کرج و لتیان آب می شود.

الان طرحی وجود دارد که از ارتفاعات قله دو هزار و سه هزار برای تهران آب بیاورند. 

این آب را هم بیاورند، دیگر اطراف تهران آب سطحی وجود ندارد. هرچه بود را گرفته است. با این روند توسعه، مجبور شدند بروند به سمت آب زیر زمینی. همین الان ۴۰ درصد آب مصرفی تهران از چاه هاست. این درحالی است که آب زیرزمینی پس انداز آبی هر منطقه است. این چاه زدن بسیار مضر است. مثلا دریاچه ارومیه را همین چاه خشک کرد. تعداد چاه های تهران خیلی زیاد شده است. قنات ها را خشک کرده است. کشیدن آب چاه ها موجب نشست زمین می شود. همین الان می گویند هر سال ۳۶ سانتیمتر و به روایتی تا یک متر تهران نشست می کند. با نشست زمین چند اتفاق بد می افتد؛ احتمال شکستن تاسیسات زیرزمین مثل لوله های انتقال گاز و آب بالا می رود. این فاجعه است. ضمن اینکه به دلیل فشردگی لایه های زمین، ذخیره آب در سفره های زیرزمینی هم از بین می رود. 
علاوه بر این روز به روز به جمعیت تهران افزوده می شود. خانه های یک طبقه همه خراب می شوند و حداقل ۵ واحدی ساخته می شود. همه اینها آب می خواهند. شهرک های اطراف تهران هم آب زیر زمینی پایین دست تهران را که آلوده است، مصرف می کنند و آب مناسبی ندارند. ضمن اینکه مصرف آب هم بسیار بالاست. مردم در خانه ها هم صرفه جویی نمی کنند. شهرداری هم بی رویه چمن کاری می کند. چمن چند ضرر دارد؛ اول اینکه آب زیاد می خواهد. دوم اینکه به گرم شدن زمین کمک می کند. سرطان زا هم هست. چون کود شیمیایی زیادی برای سبز شدن چمن استفاده می شود و همین موجب افزایش نیترات آب های زیرزمینی می شود. در یک مدت کوتاه هم به زباله بدل می شود. سال به سال نیاز آب تهران بیشتر می شود. ضمن اینکه سال به سال امکان ذخیره آب کمتر می شود.


یکی از معضلات تهران،‌ فاضلاب و پسابد است که به جنوب شهر می رود و اتفاقا با آنها زمین های کشاورزی هم آبیاری می شود. برای کنترل فاضلاب هم کاری نمی شود.

تهران همه آب ها را هم آلوده می کند. چون دشت تهران آلوده است. طبق قانون آب زیرزمینی اول دشت همین تجریش، آب کربناته دارد که خوب است. وسط دشت آب سولفاته است و به درد شرب نمی خورد. آخر دشت آب شور شور است. هر دشتی همین است. همین الان سمت بهشت زهرا آب شور است. پساب شهروندان تهرانی هم این شوری را تشدید می کند. از یک طرف دیگر تهران سه تا رود فاضلاب دارد؛ تمام چشمه ها که از باغات شمیران و مناطق دیگر شمال شهر بیرون می آیند، تا به جوی خیابان می رسند،‌ آلوده می شود. فاضلاب شهری و خانگی هم که بماند. عمده این فاضلاب تصفیه هم نمی شود و امکان تصفیه شدن هم ندارد.


برای مقابله با بحران آب چه کار باید کرد؟

وزارت نیرو فقط می گوید صرفه جویی. اما قبل از آن باید آب را گران کنند. همین آبی که در بطری مردم می خرند، لیتری ۵۰۰ تومان است. یک متر مکعب آب می شود هزار لیتر، یعنی ۵۰۰ هزار تومان. در حالی که گرانترین آب در ایران هر مترمکعب ۳ هزار تومان است. نباید فقط بگویند صرفه جویی کنید. باید مردم را آگاه کنند. باید به مردم بگویند که آب نیست و از مردم بخواهند که همکاری کنند تا آب قطع نشود. کم کردن فشار آب و قطع کردن آب اتفاق خیلی بدی است. قطع کردن آب مهمترین ضرر را برای لوله های انتقال آب دارد و موجب ترکیدگی لوله ها می شود و همین موجب هدررفت بیشتر آب می شود. به هرحال باید مردم را آگاه کرد. آگاه کردن این نیست که وزارت نیرو از مردم بخواهد صرفه‌جویی کنند. باید از طرق رسانه ها و حتی خطبه های نماز جمعه و جماعات و بزرگان دینی مردم را آگاه کنند. ما برای همه چیز آب احتیاج داریم. کشاورزی بدون خاک می شود،‌ اما بدون آب امکان پذیر نیست. مردم باید بفهمند هر فرد باید به صرفه جویی کمک کند. نه اینکه بگوید به من چه، دولت انجام دهد. هر کسی اگر در زندگی خودش درست مصرف کند، جامعه درست می شود.


برای اینکه تهران و شهرهای بزرگ همه منابع بکر آبی را هدر ندهد، چه راهکاری وجود دارد که البته طولانی مدت هم بتوان از آن استفاده کرد؟

باید برویم سراغ آب های غیرمتعارف. درست است که آب زیرزمینی از آب سطحی مهمتر است، اما پس اندازی بود که تمام شد و رفت. یکسری کشورها آب زیرزمینی و سطحی برایشان مهم نیست، چون بارندگی زیادی دارند و یا آب سطحی زیادی دارند و با سدسازی مدیریت می کنند. اما در ایران آب زیرزمینی مهم است. چون بارندگی در ایران زیاد نیست. حتی در شمال هم حساب بکنید، در تابستان برای برنج باید آبیاری انجام شود. به همین خاطر در شمال هم چاه زیاد زده اند. آنقدر چاه زده اند که یا آب چاه شور شده و یا سرطان زا شده به خاطر مصرف زیاد کود شیمیایی. مناطق مرکزی ایران مثل یزد اوضاع بدتری دارند. نه رود دارند و نه بارندگی. همه مصرف آب در ایران از پس انداز است. پس انداز را غارت کردیم؛ حواسمان نبوده، همینجور آب را از زمین کشیدیم و شهرها را توسعه دادیم. ضمن اینکه با وجود این همه توسعه کشاورزی، هنوز هم مواد غذایی را وارد می کنیم. چون سطح کشت را بالا بردیم. بهره وری را بالا نبردیم. این همه سد ساختیم، که کشاورزی را توسعه بدهیم، عمر سدها تمام شد،‌ اما الان اول تشنگی هستیم. چون درست استفاده نکردیم. آن همه چاه زدیم، آب چاه هم تمام شد، باز هم اول تشنگی ماست. با وجود این همه سازمان و اداره برای محیط زیست و جنگل و مرتع، تالاب ها بیشتر خشک شده، جنگل ها از بین رفته. الان باید صنایع را در خیلی شهرها کم کنند. باید سطح کشت را پایین بیاورند.

 

سدسازی مخالفان بسیاری دارد. می شود از سدسازی چشم پوشی کرد؟

دولت باید آب های سطحی را مدیریت کند تا آب هدر نرود. همین سدسازی بخشی از مدیریت آب است. علاوه بر این باید در انتقال آب هم مدیریت داشته باشند. در همین تهران ۳۰ تا ۴۰ درصد آب به دلیل فرسودگی لوله ها هدر می رود. مدیریت در مصرف آب هم باید در کشاورزی، صنعت، خانه ها، شهرداری ها و ادارات انجام شود.  سدها مشکل نیستند. اگر درست مصرف کنیم، حالا حالاها آب داریم. حتی سمنان و قم و هم آب دارند. گذشت آن روزهایی که با شیلنگ ماشین می شستیم و یا آنقدر آب به صورت می ریختیم که تا چند دقیقه آب چکه می کرد. آبهایی که در اختیار داریم را باید درست مصرف کنیم. آب را چهار جور می شود مصرف کرد. یکی اسراف در مصرف، بیش از نیاز مصرف کردن. یکی دیگر امساک در مصرف، خسیسی کردن. راه سوم مصرف استفاده از بهینه از آب است. نه کم و نه زیاد. همه چیز به اندازه. همینجاست که می گویند اگر ۲۰ درصد کمتر مصرف کنید، آب جیره بندی نمی شود. به نظر من تا ۵۰ درصد هم می شود در مصرف آب صرفه جویی کرد. چهارمین شیوه مصرف آب هم، هدر دادن است؛ اینکه شیر آب چکه کند. نوع شستن ظرف و لباس و نظافت شخصی و ...


برای صرفه جویی باید وسایلی باشد که کم مصرف کند. اما همه مردم که امکان خرید وسایل کم مصرف را ندارند.

دولت باید کمک کند، مثلا شیر و دوش کم مصرف به مردم بدهد. در کشاورزی هم باید دولت سیستم آبیاری قطره ای را توسعه دهد. اما این کارها را نمی کنند. به کشاورز بگوییم فلان قدر حقابه داری، با همین قدر آب باید در نصف مساحت قبلی، بیشتر از قبل، محصول داشته باشی. علاوه بر این باید کنتورها آب هم مجزا باشد. اما چون هزینه اش بالاست، این کار را نمی کنند. نه دولت و نه مردم.

روز به روز به جمعیت تهران افزوده می شود. خانه های یک طبقه همه خراب می شوند و حداقل ۵ واحدی ساخته می شود. همه اینها آب می خواهند. شهرک های اطراف تهران هم آب زیر زمینی پایین دست تهران را که آلوده است، مصرف می کنند و آب مناسبی ندارند. ضمن اینکه مصرف آب هم بسیار بالاست. مردم در خانه ها هم صرفه جویی نمی کنند. شهرداری هم بی رویه چمن کاری می کند.


شما در گفتگوهای مختلفی که داشته اید پیشنهاد داده اید دولت باید برود به سمت استفاده از آب های غیر متعارف. این آبها چیست؟

استفاده از فاضلاب. برخی کشورهای دنیا خوشحالند که زباله و فاضلاب زیاد دارند، چون منبع درآمدشان است. اما ما فاضلاب را به وزارت نیرو دادیم. از زباله هم استفاده نمی کنیم. زمانی که من در آلمان درس می خواندم، حتی یک ماهی هم در رود راین آلمان نبود، حیات در آن نبود از بس فاضلاب در آن ریخته می شد. اما ۲۵ سال است که ریختن فاضلاب به راین ممنوع شده. حیات برگشته. فاضلاب را تصفیه می کنند. مصرف اول فاضلاب تصفیه شده برای فضای سبز و مصارف صنعتی، در مرحله بعد و بی آبی هم برای خوردن. من پیش بینی می کنم در آینده نزدیک آب فاضلاب را تصفیه می کنند و می خورند. بیچاره آنهایی که ۳۰ -۴۰ سال بعد به دنیا می آیند؛ نه آب زیرزمینی هست و نه آب سطحی. همه سدها  را ساخته ایم. مجبورند فاضلاب را تصفیه کنند و بخوردند. مثل فضانوردان امروزی که ادرارشان را تصفیه می کنند و می خورند. یکی از آب های غیرمتعارف، فاضلاب است. سه تا رود فاضلاب در تهران داریم، برگردانیم تصفیه کنیم و سپس استفاده کنیم، دو تا رود کرج و لتیان آب می شود.


غیر از فاضلاب چه آب هایی را می شود استفاده کرد؟

آب غیرمتعارف بعدی، جمع آوری از پشت بام خانه هاست. این همه در سطح تهران و شهرهای دیگر بارندگی می شود، می ریزد روی آسفالت و سنگ فرش، استفاده نمی کنیم، آب پاک باران، فاضلاب می شود. در کشورهای دیگر آب باران را جمع آوری می کنند از پشت بام خانه ها. می گویند هر خانواده ای باید مشکل خودش را خودش حل کند. در همدان که سالی ۳۰۰ میلیمتر بارندگی دارد می توانند این کار را بکنند. هر یک میلیمتر بارندگی می شود یک لیتر آب در مترمربع. یک خانه با ۲۰۰ متر مربع مساحت در همدان در سال ۶۰ هزار لیتر آب ذخیره می کند، یعنی ۶۰ مترمکعب آب. مخزن کوچکی هم می خواهد؛ یعنی مخزنی با ابعاد ۴ متر در ۵ متر در ۳ متر نیاز دارد. در همان پشت بام فقیرانه ۲۰۰ مترمربعی در همدان، می تواند اینقدر آب ذخیره کند و آب سال را داشته باشد.  سومین راه شیرین کردن آب شور است.

 

اما این طرح شکست نخورده است؟

در گرمسار، قم و سمنان آب شور است، باید استفاده کنند. باید بخورند. کارخانه و دستگاه آب شیرین کن بگذارند و استفاده کنند. نه اینکه از کوه های غرب کشور برایشان آب بیاورند. البته نه اینکه آب دریا را بیاورند در کویر و شیرین کنند. آب دریا را شیرین کنند و در لوله بیاورند برای قم و گرمسار و سمنان، مردم را بد عادت می کنند، چون فکر می کنند آب دارند و بی اندازه مصرف می کنند. اوضاع آب آنقدر بد می شود که در آینده به جای تانکر نفت و بنزین، تانکر آب بین شهرها حرکت می کند. راه چهارم هم جذب رطوبت هواست. در بندرعباس و چابهار می توانند از رطوبت هوا برای تامین آب کشاورزی استفاده کنند. در چابهار، تابستان رطوبت هوا بالاست. رطوبت صد در صد است. کار خیلی ساده ای است؛ یک صفحه فلزی به طور عمودی می گذارند، رطوبت را جذب می کند و بعد هم روانه مخزن زیرش می شود. ضمن اینکه باید کشاورزی منطقه ای داشته باشند. هندوانه را در قم نکارند. موز را در شمال نکارند. ضمن اینکه کشاورز نمونه کشاورزی است که با کمترین آب، بیشترین و بهترین محصول را داشته باشد. به این می گویند. آب مجازی. گندم کاران ما نباید چغندر بکارند.

 

معمولا در سالهای گذشته برای رفع کم آبی مناطق خشک،‌ آب را انتقال داده اند. این راهکاری خوبی برای مقابله با خشکسالی است؟

انتقال آب راهکار آخر برای تامین آب است. اما نه به این روشی که الان مطرح است. باید آب را در زمانی که حوضه های آبریز، آب سر ریز دارند، انتقال داد. مثلا آب کارون را در دوره ای که سرریز دارد باید انتقال بدهند و نه در تابستان که خود منطقه به آب نیاز دارد. مردم مناطق خشک را هم باید آموزش داد در ۵-۶ ماهی که آب ندارند، بتوانند خودشان را سرپا نگه دارند. انتقال اشتباه آب در سال‌های گذشته موجب شده الان کارون خشک شود و مردم در ان کشاورزی کنند. همین مشکلات دعواهای قومی و منطقه ای را هم در پی دارد.

 

 

 

 

منبع: خبرآنلاین

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۰۵ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

خطر نابودی جنگل ها با ایران چه می کند؟

خطر نابودی جنگل ها با ایران چه می کند؟
جنگل و دار و درخت علاوه بر آن که از سال ها پیش تا کنون نماد زیبایی بوده است، تاثیرات مثبت زیادی در زندگی موجودات زنده از انسانها گرفته تا حیوانات داشته و دارد. از گذشته های دور تا کنون شاعران و داستان سرایان ایران زمین همواره در مدح نواحی ...

 

شفاف: جنگل و دار و درخت علاوه بر آن که از سال ها پیش تا کنون نماد زیبایی بوده است، تاثیرات مثبت زیادی در زندگی موجودات زنده از انسانها گرفته تا حیوانات داشته و دارد.

از گذشته های دور تا کنون شاعران  و داستان سرایان ایران زمین همواره در مدح نواحی سرسبز و پر دار و درخت شعرها سروده اند و داستان سرایی ها کرده اند و همین مساله نشان از پیوند عمیق ایرانی ها با فضای سبز و درختان دارد.

در واقع ريشه ارتباط و علاقه انسان به گياهان و درختان از سال هاي بسيار دور و شايد از دوران انسان هاي اوليه نشات مي گيرد.


در طول تاريخ استفاده از گياه مسير تکاملي و اشتقاق علمي گسترده اي داشته است. در اين راستا از زمان مهاجرت قوم ماد به فلات ايران، به گوته تاریخ مردم اين سرزمين همواره در توسعه فضاي سبز و کاشت گياهان کوشا بوده اند به طوري که روزگاري ايران به نام کشور گل و بلبل شهرت داشت که البته با داشتن 4 فصل و جنگل ها و مراتع بسیار این مساله چندان دور از ذهن نیست.

بر اساس آمار  سه میلیون و چهار صد هزار هکتار جنگل در دامنه‌های شمالی کوه‌های البرز و استان‌های ساحلی دریای خزر وجود دارد. مساحت جنگل‌های دیگر که پراکنده درسایر نقاط کشور می‌باشند تا سه میلیون هکتار است.

 از این جنگلها تنها ۱، ۳ میلیون هکتار برای بهره برداری صنعتی قابل استفاده‌است، بقیه جنگل‌ها به سبب کمبود در نگاهداری درست و یا آسیب‌های طبیعی مورد بهره برداری نیستند.

 براساس اسناد و مدارک موجود، ایران از زمان باستان تا آغاز قرن هیجدهم دارای جنگل‌های بسیار و گوناگون بود. پهنه جنگل‌های موجود در ایران با مرزهای کنونی در زمان هخامنشیان به بیش از ۱۶ میلیون هکتار می‌رسید.

از بین بردن جنگل‌های ایران از زمان حمله مغول آغاز گشت و به ویژه در سه قرن گذشته به بالاترین مرتبه خود رسید. در زمان قاجار بین سالهای ۱۲۸۱ و ۱۲۹۱ نزذیک به ۱۳۰ هزار تن ذغال چوب از بریدن درختان جنگلی ایران تولید شد و به خارج از کشور صادر شد.

در سال های اخیر نیز  جنگل ها و به اصطلاح قدیمی ها دار و درخت مورد بی مهری فراوان قرار گرفته اند تا جایی که خطر نابودی آنها را تهدید می کند.

هر روز هزاران اصله درخت در جنگل‌ها و مناطق حفاظت شده قطع می‌شوند و در50 سال اخیر یک‌سوم جنگل‌های ایران نابود شده‌اند. بر اساس نظر کار‌شناسان و مسئولان در این سال‌ها بین شش تا ۱۲ میلیون هکتار جنگل طبیعی و 2 / 5 میلیون هکتار جنگل دست‌ساز از بین رفته‌اند.

این تهدید به موازات خشک شدن تالاب ها و کمبود آبهای زیرزمینی و خشکسالی می رود تا محیط زیست ما ایرانیان را با بحرانی جدی مواجه کند.

بر اساس آمارهای طی سال‌های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰، بیش از ۱٫۵ میلیون متر مکعب چوب از جنگل‌های شمال ایران برداشت شده است.

 این رقم، بیان‌گر آمار رسمی در این زمینه است و بدون شک در کنار این برداشت‌ها، قطع درختان به‌طور غیرقانونی نیز در جریان است که بر میزان کل نابودی جنگل‌ها می‌افزاید. متخصصان جنگل گفته‌اند که جنگل‌های شمال ایران تاکنون به اندازه‌ای آسیب دیده‌اند که تاب این برداشت گسترده را ندارند. پیش‌بینی شده است که با ادامهٔ این روند، جنگل‌های شمال ایران به سرنوشت جنگل‌های غرب ایران دچار خواهند.

در پنج دههٔ گذشته، سطح جنگلی ایران از ۱۸ میلیون هکتار به ۱۴ میلیون هکتار رسیده است و سطح جنگلی نابودشده، به بیابان تبدیل شده است.

 برآورد شده است که سالانهٔ ۶۳ هزار هکتار از جنگل‌های زاگرس و شمال ایران نابود سازمان خواربار و کشاورزی جهانی (فائو) اعلام کرده است که ایران یکی از ۷۰ کشور در حال توسعه در دنیا است که پوشش جنگلی کمی دارد و این پوشش جنگلی اندک، با سرعتی بیشتر از دیگر نقاط دنیا در حال نابودی است.

قاچاق سوخت، ساخت و سازهای عمرانی مانند خانه سازی و جاده سازی، بیماری و آفت از مهمترین عواملی هستند که جنگل های ایران را تهدید می کنند.

در هر حال نکته اینجاست که براساس آمار موجود در ۵۰ سال اخیر یك‌سوم جنگل‌های ایران به هر دلیلی نابود شده‌اند. وضعیت جنگل‌ها و محیط‌زیست كشور آنقدر وخیم هست كه مقام معظم رهبری برای دومین سال پیاپی، درباره تخریب جنگل‌ها در هفته منابع طبیعی هشدار دهند.

 رهبر معظم انقلاب بر ضرورت شكل‌گیری عزم و اراده راسخ برای جلوگیری از تصرف غیرقانونی مناطق اطراف شهرهای بزرگ تاكید كردند.ایشان گیاه و درخت را برای هر كشور و مجموعه بشری مایه بركت و آبادانی خواندند و با اشاره به سفارش اسلام به كاشت و نگهداری درختان و همچنین جلوگیری از قطع آن، خاطرنشان كردند: گلایه‌ای كه از مسئولان مرتبط با موضوع درخت و درختكاری وجود دارد، این است كه گاهی صدها درخت در جاهایی كه نباید قطع بشوند، قطع می‌شوند.

رهبر معظم انقلاب با تاكید بر اینكه مجموعه جنگل‌های كشور نیز در معرض تهدید قرار دارد تصریح می‌كنند: از بین رفتن محیط سبز اطراف شهرها‏، بخصوص جنگل‌ها، مشكلات متعدد بشری را به‌دنبال دارد كه همه مسئولین مرتبط با موضوع در دولت، مجلس، قوه قضائیه و شهرداری‌ها باید برای جلوگیری از پیشرفت این حركت غلط، اقدام جدی به‌عمل آورند.

با این وجود جنگل ها همچنان از بین می روند و کسی پاسخگو نیست و بنا بر پیشگویی کارشناسان با روند فعلی تا ۳۰ آینده در ایران جنگلی وجود نخواهد داشت.
 
 
 
 
منبع: شفاف
+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۰۴ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

آب دریای مازندران را کجا می برید؟ به درد کویر نمی خورد

آب دریای مازندران را کجا می برید؟ به درد کویر نمی خورد
اما پروفسور پرویز کردوانی، جغرافیدان، استاد ممتاز دانشگاه تهران و پدر کویر شناسی ایران می گوید آب دریای مازندران به درد کویر نمی خورد. هرچند که معتقد است با توجه به شرایطی می توان آب دریای مازندران را برای کشاورزی استفاده کرد.

 

او در این باره به خبرآنلاین می گوید: " آب دریاهای آزاد خیلی شور است و 3.5 درصد نمک دارد. یعنی در واقع 35 گرم در لیتر. اما آب دریای خزر را استفاده کرده اند در کشاورزی."

به گفته پروفسور کردوانی آب دریای خزر به دلیل داشتن 11 تا 13 گرم در لیتر یا 1.3 و یا 1.1 درصد نمک مناسب برای کشاورزی در برخی مناطق است: "11 گرم در لیتر برای آن بالای دریا است که رود ولگا می ریزد و آبش شیرین است. ولی قسمت ما می شود 13 گرم در لیتر یا 1.3 درصد. در حالی که اقیانوس ها 3.5 درصد دارد. دانشمندان شوروی 1973 در خاک قلعه، داغستان؛ از این آب گرفته اند و کشاورزی کرده اند. دو منطقه را مشخص کرده اند، یک منطقه را که اصلاً آبیاری نکنند و تنها با آب باران در آن زراعت کنند. این منطقه را به اصطلاح منطقه شاهد می گویند. منطقه دیگری را هم با این روش آبیاری کردند. این کار خیلی هم نتیجه داد. اما سه شرط برای آن گذاشته اند."

این کویرشناس ایرانی این سه شرط را چنین بیان می کند: "در جایی باید از آب خزر استفاده کرد که متوسط بارندگی اش حداقل در زمستان ها 200 میلی متر باشد. که ما در سراسر مرزمان در خزر از آستارا تا بندر ترکمن خیلی بیشتر از این مقدار در زمستان بارندگی داریم. دلیلش هم این است که در تابستان نمک در خاک جمع می شود و در زمستان با این حجم بارندگی؛ نمک تمام سطح زمین کشاورزی را می شورد و خاک شیرین می شود. اگر کمتر باشد، نمک جمع می شود و می شود شوره زار. شرط دوم این است که زمین باید سبک باشد. رس خالص نباشد، ماسه هم داشته باشد. چون در خاک رس آب پائین نمی رود که شسته شود. شرط سوم این است گیاهانی در این شرایط کاشته شوند به شوری مقاوم باشند. آنها یونجه کاشته اند، چرا که یونجه به شوری مقاوم است. پس می شود از آب دریای خزر استفاده کرد بدون این که آن را شیرین کرد. بهترین نقطه اش هم همان مناطق گیلان، مازندران و گلستان است تا جایی که زمستان هایش بیش از 200 میلی لیتر بارندگی دارد."

با این حساب نمی توان از آب دریای مازندران در کویر استفاده کرد. پروفسور کردوانی دراین باره می گوید: "کویر که هیچ، از این مناطق (گیلان، مازندران و گلستان) بیرون بروید، دیگر نمی شود از آن استفاده کرد. حتی در خراسان شمالی و اردبیل هم نمی توان از آن استفاده کرد."

او همچنین می گوید که تنها با آب دریای خزر می توان کشاورزی کرد: "فقط با آب دریای خزر با این شوری می شود استفاده کرد. اگر آب رودی داشته باشیم با این مقدار نمک نمی شود استفاده کرد. فقط با آب دریای خزر می شود این کار را کرد. چون در آب دریای خزر مواد غذایی هم وجود دارد، مثل ید، کلسیم، منیزیم و پتاسیم که به گیاه قوت می دهد. مثل این می ماند که به دو نفر یکی آب شور بدهیم و به نفر دیگر آب شوری که مواد غذایی هم دارد. کسی که فقط آب شور خورده است، زودتر می میرد. چون مواد غذایی فرد را تغذیه هم می کند. سه شرطی که برای این کار آورده شده است؛ برای ما بهتر است تا برای داغستان. 460 میلی متر متوسط بارندگی سالیانه اش است. زمستان ها هم بیش از 200 میلی متر بارندگی دارد."

مشروح گفتگوی 135 دقیقه ای تلفنی خبرآنلاین با پروفسور کردوانی به زودی منتشر می شود.

همچنین بخشی از فایل صوتی گفتگو با او را اینجا گوش کنید.

 

 

 

 

منبع: خبرآنلاین

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۰۳ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

آیا فلات ایران تا 50 سال دیگر غیر قابل زیست میشود؟ (بخش 2 از 5)

آیا فلات ایران تا 50 سال دیگر غیر قابل زیست میشود؟ (بخش 2 از 5)
تاریخ طبیعی فلات ایران
در بخش یکم از گزارش ناسا در رابطه با خشکی و کم بارانی بیشتر در فلات ایران آگاه شدیم . 
عکس
1. اما اگر نگاهی واقع بینا نه تر و عمل گرایانه تر به گزارش "ناسا" بیاندازیم متوجه میشویم که این گزارش براساس داده ها و پرداز ه های یک دهه اخیر توسط رایانه های "ناسا" تهیه و ارایه شده است. به این ترتیب اگر نواقصی یا اشتباهاتی در داده های اولیه وجود داشته باشد به همان نسبت در پردازه های رایانه ای منعکس میشوند و بر درجه صحت و اعتبار گزارش تاثیر میگذارند. 

2. شاید این نگرش موجب شده تا برخی دولتمردان و دست اندرکاران کنونی ایران این پیشگویی را اغراق آمیز یا بی اساس و اشتباه تصور کنند. شور بختانه (یا خوشبختانه) زمستان امسال یکی دو مورد بارندگی قابل ملاحطه هم اتفاق افتاد که به عنوان پایان خشکسالی تعبیر شد. 

3. اما وقتی این گزارش را با شواهد امروزین و اسناد تاریخی موجود تطبیق و تلفیق کنیم می بینیم که روند پیش بینی شده خشک سالی در فلات ایران توسط ناسا تا حدود زیادی با واقعیت نزدیک و همراستا است اما نه صرفا به دلایلی که ناسا ارائه کرده است. یشینه این پدیده فزاینده خشک سالی بسیار قدیمی تر از پردازه های ناسا است. 

4. در متون باستانی مربوط به عهد هخامنشیان آمده است که کورش در هنگام نیایش از خداوند میخواهد که کشورش را از خشکسالی و دروغ حفظ کند که خود نشانگر این واقعیت است که خشکسالی از دیر باز دغدغه خاطر ساکنان و سیاستگزاران ایران زمین بوده است. در قرن سیزدهم میلادی در کتاب بوستان سعدی حد اقل در دو مورد از خشکسالی و قحطی در دمشق گزارش شده است. اما آن نیایش کورش به هیچ عنوان دال بر این نیست که در آن زمان هم فلات مرکزی ایران به شکل و اندازه امروز بیابان کویری و شوره زار و نمک زار بوده است. چه اگر چنین بود دیگر نیازی به کتمان واقعیت و دست به دعای دور از حاجت زدن نبود چرا که خشکسالی و یا تر سالی در کویر و شوره زار علی السویه است و به گفته شیخ اجل سعدی در هرحال زمین شوره هیچگاه، سنبل که سهل است هیچ رستنی بر نیاورد و کویر مرکزی ایران خود گواه این دیدگاه است. 

5. به این ترتیب اگر فلات ایران در هنگام کوچ اقوام آریایی به منطقه هم به شکل امروزی خشک و بی آب و علف بوده باشد پس مهاجرت آریایی ها به منطقه کاری بیهوده و بی هدف به نظر میرسد. اما مسلما دلیل کوچ آریایی ها به منطقه برای پیدا کردن چراگاه ها و مرغزارهای نو بوده که ظاهراً در فلات ایران آن روزگار به وفور یافت میشده است (شکل 1). داریوش کبیر پادشاه هخامنشی و یا کسی قبل از وی در نزدیکی شهر داراب در استان فارس شهری مدور به نام داراب گرد با خندقی حفاظتی در اطراف آن به عرض 50 متر و عمق 10 متر بنا گذاشت که تا سال های 1340-1350 همواره پر از آب و محل تجمع و شکار مرغابیان مهاجر بود که در سالهای اخیر به علت خشکسالی های متوالی به کلی خشک شده است. (شکل 2 و 3) 

6. استفاده از نقش شیر در سنگ نوشته های زمان ساسانی خود حکایت از وجود و فراوانی این گونه جانوری در فلات ایران دارد. بهرام گور پادشاه ساسانی که با کشتن دو شیر صاحب تاج پادشاهی شده بود به شکار گورخر هم علاقه داشت که خود حکایت از وفور این گونه های حیوانی و وجود چراگاه های لازمه در فلات ایران دارد. حتی تا چند دهه پیش گور خر ایرانی در فلات ایران (کرمان و فارس) یافت میشد اما امروز اندک بازماندگان این گونه را فقط در یکی دو منطقه حفاظت شده (بهرام گور در داراب ( شکل 4) و توران در نزدیکی سمنان و همچنین در محلی در کشور اسراییل آنهم تحت حفاظت ویژه میتوان یافت. 

7. در نوشته های بازمانده از مورخان و جهان گردان ایرانی و خارجی بعد از اسلام هم میتوان تصویر سرسبز تر و پر طراوت تری از آنچه امروز در این منطقه دیده میشود به دست آورد. مارکوپولو جهانگرد ایتالیایی که در قرن سیزدهم (هفتصد سال پیش) میلادی از کرمان و نواحی سیستان و بلوچستان گذر کرده این نواحی را سرسبز و سرشار از گونه های گیاهی و جانوری دیده است. وی در سفرنامه خود از درختان خرما و باغها و کشت زار های سبز و از گوناگونی و فراوانی پرندگان (کبک و تیهو و دراج ) و همچنین وجود استر و الاغ های وحشی در زمین های دور و بر گزارش داده و احیانا گوسفند وحشی موسوم به "گوسفند مارکوپولو"، آهو، پلنگ، و خرس قهوه ‌ای و گاو وحشی را هم در مسیر خود در منطقه دیده است. 

8. در کتاب های ادبی فارسی مثل مثنوی معنوی هم داستانهای مربوط به حیوانات وحشی دال بر وجود این گونه های حیوانی در فلات ایران آن روزگار است. در عهد قاجار و حتی اوان حکومت پهلوی هم گزارش هایی از وجود آخرین بازماندگان نسل شیر ایرانی (شکل 5) در فلات ایران وجود دارد که گویا آخرین بار در سالهای 1945 میلادی در بیشه های (دزفول) ایران دیده شده است . نویسنده خود شخصاً به یاد دارد که در سالهای 1330 الی 1345 خورشیدی همه ساله در یکی از محله های شهر زادگاهش در روز عاشورا از پوست شیری برای نمایش و تعزیه استفاده میشد و محله صاحب پوست شیر به داشتن آن افتخار میکرد. اما در چند دهه اخیر کنام ها و زیست-بوم های فلات ایران به دلایل گوناگون و با سرعت بیشتری کاهش یافته و یا ناپدید شده اند و بیم ان میرود که اندک بازماندگان گونه های گیاهی و جانوری مثل پوز پلنگ و پلنگ و دیگر گونه های کمیاب بومی هم به کلی نا یافت (منقرض) شوند. از آنجا که آب مایه حیات است کمبود آب و خشکسالی های پیاپی در فلات ایران در سالهای اخیر بار دیگر زنگ خطر را به صدا در آورده است. 

9. شهر جیرفت در جنوب شرق کرمان که تا چند دهه پیش یکی از مراکز سرسبز و کانون تولید خرما و مرکبات و دیگر محصولات کشاورزی بود امروزه با خشک شدن هامون و وقوع خشک سالی های پیاپی با کم آبی و تبعات آن دست به گریبان است. در این راستا همه شاهد بوده ایم که دریاچه هامون در شرق ایران و باتلاق زاینده رود و دریاچه قم در مرکز فلات ایران به کلی ناپدید شده اند و دریاچه پریشان و بختگان در فارس و دریاچه ارومیه در آذربایجان در حال ناپدید شدن هستند. دریاچه آرال هم که در دوردست روزگاری رشک خزر و قطب ماهیگیری بود به کلی ناپدید و در سالهای اخیر تا حدودی دوباره احیاء شده است. 

10. همچنین وجود گودال های نمک و ناپدید شدن آبگیر ها، باتلاق ها و دریاچه های پایدار (دایمی) یا فصلی (موسمی) در نزدیکی شهرهای قم، دامغان، شاهرود، سمنان و سیرجان و اصفهان و مشهد و شیراز و غیره روند تخریبی و فزاینده کم آبی و نمک زار و کویری شدن فلات ایران را به دست میدهد. نویسنده خود در سالهای 1340-1350 خورشیدی در جریان سفرهایی به تهران، که از مسیر فارس و اصفهان میگذشت، متوجه تفاوت چشمگیر بین سرسبزی های دامنه های جنوبی زاگرس (طرف شیراز) و ناباروری زمین های شمالی زاگرس (طرف اصفهان) شده بود و سالها به دنبال جواب این سوال و سوال های دیگر در باره کویری شدن زمین های فلات مرکزی ایران بوده است. در سالهای اخیر هم نویسنده در سفری یکساله به ایران متوجه تغییر رنگ زمین های اطراف تهران از خاکی کمرنگ به طرف سفیدی شد که میتوان آنرا به دلیل افزایش نمک در محیط دانست. 

11. اما بر خلاف تصور غالب کنونی که همه به دنبال مقصر میگردند تا درک علل مشکل، به عقیده نویسنده این روند خشکسالی و شوره زار شدن فزاینده از زمان ورود آریایی ها به فلات ایران شروع شده و با افزایش جمعیت و فعالیت انسان ˗به خصوص در سی-چهل سال اخیر˗ در فلات بسته ایران به گونه ای تصاعدی تشدید و گسترده شده است. از این رو پدیده گسترش کویر ها و نمکزارها در فلات ایران و برخی پیش آمد ها و پی آمدهای آن کانون توجه این نوشتار است که در اثنا آن مورد بحث و تحلیل فرار خواهد گرفت. 

12. در قسمت های پایانی هم راه حل هایی که ممکن است با به کار گرفتن آنها بتوان روند کویری شدن فلات ایران را متوقف یا دگرگون کرد ارائه خواهد شد. در واقع چنین به نظر میرسد که بر طبق شواهد موجود فعالیت طبیعی انسان در فلات ایران به همراه شرایط خاص زمین شنا سی مهمترین عوامل تخریب کنام ها و زیست بوم های منطقه میباشد. کاملاً مشهود است که در سرزمین بسته فلات ایران، که هیچگونه راه آب خروجی به دریای آزاد ندارد، انباشت آلاینده ها و پس ماند های ساخته بشر تا چه حد میتواند تاثیرات منفی و گاه غیرقابل بازگشت بر روند و چرخه پایدار عوامل محیط زیست داشته باشد. شاید این همان فاجعه ایست که کورش از آن بیمناک بود و امروز رایانه های ناسا آنرا به ما یادآور میشوند. 

 

 

 

 

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۰۲ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

نگاهی به عوامل تخریب زیست محیطی فلات ایران (بخش دوم -2)

نگاهی به عوامل تخریب زیست محیطی فلات ایران (بخش دوم -2)
الف . کنام شناسی فلات ایران در فرایند خشکسالی (ادامه از بخش 1)
اسدالله ابراهیمیان
عکس
1. در میان هزاران گونه های زیستی دست پروده طبیعت، نوع بشر همیشه درفرایند تخریب محیط زیست حرف اول را زده است. تخریب محیط زیست فلات ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. ظاهراً حس خودفریبی، خود بینی و خود برتر بینی ما به ما اجازه نمیدهد تا رد پای خود را در این فرایند تخریبی بازبینی کنیم و تاثیرات سوء ومخرب خود را به عنوان گونه خرابکار در محیط زیست اذعان واحیاناً جبران کنیم. 

2. همین حس خودفریبی و خودبرتربینی بشر، که هستی اش به طور انفرادی و جمعی بر کره حیات در مقایسه با عمر زمین از عمر حبابی افزونتر نیست، موجب شده است تا گستره وسیعی از کره حیات دستخوش تغییرات و خسارات گسترده و گاه جبران ناپذیرتوسط این گونه مهاجم و پرمدعا شود و گوهرحیات در سرزمین یا سرزمین هایی رو به نقصان و نابودی گذارد. در این راستا، شرایط اقلیمی و جوّی و زیست محیطی کنونی فلات ایران و خسارات وارده به آن در طی چند هزاره اخیر به سرعت میرود تا به مرز جبران ناپذیری و نایافت شدن حیات در این سرزمین منتهی شود. 

3. تقلیل دادن این معضل بزرگ به سطح یک "دسته بندی کلی" که شامل "عوامل ناشی از توسعه و فعالیت‌های انسانی،" "عوامل طبیعی،" و "عوامل ناشی از ضعف ساختار حفاظت" است، نه بیانگر و نه در خور بررسی و درک ابعاد گسترده مشکل زیست محیطی فلات ایران ونه جوابگوی حل و فصل این مسئله جانکاه و فراگیر می باشد. تازه وقتی به تعبیر و تفسیرهای دست اندرکاران و صاحبنظران وراهکارهای ارائه شده برای نجات فلات ایران یا فلان گوشه آن گوش فرا میدهیم متوجه میشویم که منظور از"عوامل ناشی از توسعه و فعالیت‌های انسانی" فقط ساخت و سازهای بی اصلوب و تخریب اندک باقی مانده های محیط زیست به دست انسان است و نه باز گرداندن آن از بن بست زیست محیطی، که این سرزمین هم اکنون با آن رو در رو است.

4. در مباحث زیست محیطی عموماً هیچ حرفی از مساله اصلی و بزرگتری به نام چون و چرا وعوامل اصلی به وجود آورنده خشکسالی و سترون شدن فلات ایران نیست تا چه رسد به اینکه عزم عمومی بر برطرف کردن آنها بسیج شده باشد. وقتی سخن از "ضعف ساختار حفاظت" به میان می آید با رسانه ای شدن خبر فوت نا بهنگام و نا حق مرحوم گوزن زرد و نابخردی های این مدیر یا آن مسئول خود فریب و خودخواه، توجه ها از مسئله اصلی—یعنی علت یابی و چاره اندیشی در باره سیرفزاینده قهقرای زیست محیطی فلات ایران—برگرفته شده و اذهان عمومی به سوی مسائل فردی و فرعی سوق داده میشود. 

5. به همین منوال با به کار گرفتن عبارات و الفاظی همچون "جزیره‌ای شدن زیستگاه‌ها و جمعیت گونه‌ها" به جای "اندک باقی مانده زیست گاهها و جمعیت ها" ناخودآگاه به خواننده چنین القاء میشود که زیست گاهها به همین 17میلیون هکتار زمین تحتت حفاظت، که معادل 10% کل فلات ایران است و چند حیوان جان به در برده از بلای زیست محیطی خلاصه میشوند و کویر های مرکزی ایران نیز همیشه به همین شکل امروزین، کویری و بی آب و علف بوده اند و هیچ دلیلی هم برای احیاء آنها نبوده و نیست. 

6. وقتی مشکل سیر فزاینده کم بارانی و خشکسالی در منطقه مطرح میشود خشکیدن دریاچه ارومیه و بختگان به گردن سدسازیهای بی حساب و بی رویه انداخته میشود وعوامل زیربنایی و دخیل در خشکسالی و کم بارانی کاملا در ورای نظرات و گفته های بی اساس فراموش میشوند. 

7. و و قتی راه حلی برای افزایش فروزیزها ارایه میشود بارور کردن خیالی ابرها پیشنهاد میشود و اگر ابری بر فراز اسمان پیدا نشد و این حیله وتمهید کارنکرد، تمهید دیگری مثل پمپاژ آب از خزر به ارومیه ارائه میشود که بدون شکزیست بوم ها و کنام های خزر را دستخوش تفییرات غیر قابل جبران خواهد کرد. . البته وقتی در عمل ثابت شود که آب به آسانی سربالا نمیرود آنوقت خراب کردن سد ها مطرح میشود که کم آبی را به دنبال خواهد داشت و بدون اینکه ارزنی از نمک انباشته شده در محیط دریاچه ها مدیریت صحیح شده باشد....
ادامه در بخش سوم

 

 

 

 

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۰۱ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

اگر بخواهیم دریاچه ارومیه را نمک زدایی کنیم سهم هر نفر چقدر میشود؟ (بخش سوم )

اگر بخواهیم دریاچه ارومیه را نمک زدایی کنیم سهم هر نفر چقدر میشود؟ (بخش سوم )
1. دوستی پرسیده بود که این نمک مصرف شده و یا استخراج شده چگونه به دریاچه سرازیر میشود؟ در جواب این دوست عزیز و دیگران که هنوز متوجه مساله نشده اند لازم است توضیحی داده شود. 
1. بدن انسان و سایر پستانداران و پرندگان روزانه به مقدار کمی نمک ( سه تا پنج گرم برای انسان) احتیاج دارد. این مقدار نمک برای حفظ تعادل و غلظت مناسب خون از نظر شیمیایی لازم است. 

2. اما هر بار که خون از کلیه ها عبور میکند مقداری از نمک خون از خون گرفته میشود و از طریق ادرار از بدن دفع میشود. مقداری از نمک هم از طریق غده های عرق از بدن دفع میشود. بدن برای مقابله با باکتری های پوست به خصوص در قسمت های مرطوب به یک ماده ضد عفونی کننده نیاز دار که نمک این خاصیت را دارا است. به همین دلیل اشک چشم شور است تا چشم ها را از ورود و نزج گرفتن باکتری ها در چشم حفظ کند. برای همین دلیل هم یکی از راههای حفظ گوشت از گندیدگی نمک سود کردن آن است. اما نمک علاوه بر ضد عفونی کردن چشم و گوشت، گیاهان و جانوران آب زی را هم میکشد. به همین دلیل هم دریاچه ارومیه ماهی ندارد. 
عکس
3. جتما شما هم خط سفیدی در قسمت زیر بغل پیراهن (به خصوص پیراهن سیاهرنگ) دیده اید. این همان نمکی است که از غده های عرق خارج شده است. به این ترتیب بدن برای جای گزین کردن نمک از دست رفته احتیاج دارد معادل مقدار نمک از دست رفته نمک مصرف کند. 

4. اما مقدار نمک لازم برای بدن از طریق خوردن غذاهای معمولی مثل نان و حبوبات و سبزی ها قابل دستیابی است و نمکی که به غذا اضافه میکنیم در واقع اضافی است و میتوان از مصرف ان به کلی طرف نظر کرد و اگر همه با هم از ریختن نمک اضافی به غذا خوددراری کنیم رویانه 80 نم را از دریاچه ارومیه دریغ کرده ایم!!! 

5. این نمک اضافی یا اصلا جذب نمیشود و از طریق مدفوع از بدن خارج میشود و یا اگر جذب بدن شود از طریق ادرار دفع میشود. پس میبینیم که مصرف اضافی نمک سودی به حال بدن ندارد. در مقابل نمک اضافی در خون موجب نگهداری آب در خون، ازدیاد حجم خون و بالارفتن فشار خون میشود. بالارفتن فشار خون یعنی اینکه قلب مان بایستی هم تندتر بزند و هم با نیروی بیشتری کار کند تا خون را در رگها بچرخاند که نتیجه آن کاهش طول عمر است. 

6. وقتی لباس های مان را میشوییم یا حمام میگیریم تمام نمک اضافی خارج شده از بدن شسته میشود و به همراه دیگر فضولات (مدفوع یا ادرار) به سیستم فاضلاب شهری وارد میشود. از آنجا که دریاچه ارومیه در پایین ترین قسمت آب ریز منطقه قرار دارد بی شک تمام آبهای مصرف شده در مراکز جمعیت به همراه نمک به آب دریاچه ارومیه سرازیر شده و میشود. از آنجا که دریاچه هیچ راه خروجی به دریای آزاد ندارد و نمک هم یک ترکیب شیمیایی بسیار پایدار است پس میتوان انتظار داشت که تمام نمک مصرف شده توسط اهالی منطقه که از معادن نمک خوی و تبریز و سایر نقاط استخراج شده بی کم و کاست در طی سالیان دراز در داخل دریاچه جمع شده باشد. 

7. در سالهای اخیر که سدهای متعددی روی آبهای اطراف حوزه آب ریز ارومیه احداث شده و جمعیت منطقه هم با سرعت افزایش یافته و کم بارانی هم دامن منطقه را گرفته است میتوان حاصل این سه عامل همراستا را در بلورینه شدن نمک بر سواحل ارومیه مشاهده کرد. این غول سفیدی که بر سواحل دریاچه خوابیده است در اب دریاچه پنهان بوده و میتوان گفت که واگرفتن آب و خشکسالی ها آدرا به ما نشان داده است. 

در واقع سد سازی ها را میتوان راهکارهای خوبی برای مقابله به خشکسالی به حساب آورد. اگر همین سد ها هم ساخته نمیشد امروز مقدار نمک در دریاچه ارومیه همان مقدار بود با این تفاوت که نمک در آب پنهان می ماند و ما متوجه این غول سفید یک میلیارد تنی نمی شدیم. پس نمیتوان سد سازی ها را عامل اصلی خشکسالی دانست بلکه خشکسالی فراگیر فلات ایران به دلایل دیگری است که در جاهای دیگر شرح داده ام یا شرح خواهم داد. ..... ادامه در قسمت 4
سوم اردیبهشت ماه 1393

 

 

 

 

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۰۱ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

آیا کم بارانی و خشکسالی ها در فلات ایران ادامه خواهند یافت؟

آیا کم بارانی و خشکسالی ها در فلات ایران ادامه خواهند یافت؟

1. دوستی پرسید شما از کجا میدانید که این خشکسالی برای همیشه باقی میماند و اوضاع وخیم تر میشود و چرا شرایط خود به خود قابل ترمیم و بهبود نیست؟ به خصوص که امسال مقدار بارندگی ها نسبت به سال های قبلی بهبود یافته و دریاچه هامون که سالها خشک بود اکنون آب دارد! 

2. در جواب این دوست عزیزم باید عرض کنم که نوسانات جوی و فرود و فراز (تغییرات) در مقدار فرو ریز ها همیشه بر قرار بوده اما وقتی به روند دراز مدت نگاه کنیم متوجه میشویم که نمودار های بارندگی در منطقه سیر نزولی داشته اند. اگر به چهار نمای متوالی فلات ایرن از 5000 سال پیش تا 50 سال آینده نگاه نگاه کنیم (شکل 1-4) این روند نزولی بارش (شکل 2 -خط آبی) و افزایش نمک (خط زرد) و جهت گسترش کویر نمک (خط سفید) به آسانی قابل ملاحظه است. با این روند حاضر در آینده ای نه چندان دور همه فلات ایران به کلی کویری خواهد شد مگر اینکه یک برنامه همه جانبه نمکزدایی زمینهای فلات و بستر دریاچه ارومیه به اجرا در آید. این امر در گرو ایجاد سازمانی به نام بازیابی فلات ایران است. 

3. با ناپدید شدن ارومیه می توان ملاحظه و پیش بینی کرد که نمک باقی مانده با زمینهای گلوگاه ایران همان کاری خواهد کرد که کویر نمک خراسان با گودال کویر لوت کرده است. بادهای طولانی مدت پس از عبور از فراز بستر نمک ارومیه نمک را به زمینهای زنجان و قزوین و کرج منتقل خواهند کرد. از آنجا که بارندگی هم کاهش می یابد آبی در بساط نخواهد بود که این زمینها را بشوید و نمک را به گودال حوض سلطان یا دریاچه قم منتقل کند. این افزایش نمک در کویری شدن باقی مانده های فلات ایران که هنوز کویری نشده اند (کرج، قزوین، زنجان) نقش مهمی خواهد داشت. 

4. پس در رابطه با سوال بالا این بالا و پایین رفتن نمودار لارندگی یک یا چند سال ملاک قابل اطمینانی نیست. اما اگر به قسمتی از آمار و ارقام ذخیره آب نگاه کنیم میبینیم حتی در یک سال هم میتوان این روند را ملاحظه کرد: 

5. "وزارت نیروی ایران اعلام کرده است که حجم آب ذخیره سدهای تهران نسبت به سال قبل ۴۰درصد افت کرده است. مطابق آمار وزارت نیروی آب ورودی به این سدها از مهر سال ٩٢ تاکنون نسبت به مدت مشابه سال قبل ٢٩درصد کاهش داشته است بیشترین کاهش ذخیره آب مربوط به سد لار بوده که ذخایر آبش ۵۹ درصد کمتر از سال قبل است. ذخیره آب سدهای لتیان، کرج، طالقان و ماملو هم به ترتیب ۵۵ درصد، ۴۱ درصد، ۴۰ درصد و ١٩درصد پایین آمده است." 

6. حال برگردیم به هفتصد سال پیش و شعری از سعدی شیرازی را باهم مرور میکنیم که تقریبا جواب سوال ما را در بر دارد.: 
<اگر باران به کوهستان نبارد به سالی دجله گردد خشک رودی>

و سول اینست: آیا بارانی خواهد بارید!؟ ابراهیمیان 11 اردیبهشت 1393


 

 

 

 

 

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۰۰ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

با افزایش روندخشکسالی و هجوم نمک به زمینهای فلات ایران چه آینده ای در انتظار ماست

با افزایش روندخشکسالی و هجوم نمک به زمینهای فلات ایران چه آینده ای در انتظار ماست
این فیلم یک ساعته از تجربه ایالات متحده در سالهای 1930-1940 شاید بهترین نمونه و یادآور باشد تا به ما نشان دهد که با افزایش روندخشکسالی و هجوم نمک به زمینهای فلات ایران چه آینده ای در انتظار کشور است.

 

متاسفانه مردم ایران ظاهرا همه چیز را به بازی و مسخره میگیرند و خبر ندارند که وقتی لوله های اب شهری خالی از اب شوند و سرزمین فلات غیر قابل سکونت شود دیگر جایی برای ترویج امر به معروف ونهی از منکر نمی ماند.

پیشنهاد بنده اینست که برای یک ساعت هم که شده دست از نوشتن و راه اندازی صفحه در فیس بوک برداریم و با دقت آینده ایران زمین را در این ویدیو یک ساعته ببینیم.

لازم نیست که زبان انگلیسی بلد باشیم چون تصاویر خود گویا هستند. بعد هم تماشای این ویدیو را به دوستان و اشنایان و دست اندر کاران توصیه کنیم. انچه در پیش رو داریم شوخی نیست و اگر امروز دست به کار باگرداندن قشر سبزینه به فلات کرکزی ایران نشویم فردا شاید دیر باشد.

 

اما به یاد داشته باشیم که باز گرداندن رستنی ها در گرو نمک زدایی از فلات یاران است. منطقه مورد نظر در ایالات متحده در سالهای 1930 با دایره زرد و مسیر ریزگردها هم با پیکانهای زرد نشان داده شده اند. 

http://video.pbs.org/video/1311363860
اینهم پیوند ویدیوی طوفان شن در امریکا برای دیدن و عبرت گرفتن. اصطلاح "کاسه خاک" به قسمتی از ایالات متحده که با دایره زرد نمایان شده اطلاق شده است. :کاسه خاک ایران تمام فلات مرکزی استکه با رنگ سفید نمایان شده است. 

 

 

 

 

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۰۰ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

آیا با خشک شدن دریاچه ارومیه کویر لوت دیگری در اطراف تهران در حال شکل گیری است؟

آیا با خشک شدن دریاچه ارومیه کویر لوت دیگری در اطراف تهران در حال شکل گیری است؟ 
در راه پیدا کردن جواب این سوال لازم است ابتدا نگاهی به جغرافیای (نقشه) ایران بیاندازیم. تمرکز بحث ما روی "گلوی گربه" نقشه ایران است. این منطقه شامل استانهای تهران، مرکزی، قم، البرز، قزوین و زنجان است و قسمت شمالی-شرقی همدان و شرق کردستان و قسمت جنوبی دو آذربایجان هم شامل میشود.

 

عکس
بحث امشب و این هفته ما:

آیا با خشک شدن دریاچه ارومیه کویر لوت دیگری در اطراف تهران در حال شکل گیری است؟ 
در راه پیدا کردن جواب این سوال لازم است ابتدا نگاهی به جغرافیای (نقشه) ایران بیاندازیم. تمرکز بحث ما روی "گلوی گربه" نقشه ایران است. این منطقه شامل استانهای تهران، مرکزی، قم، البرز، قزوین و زنجان است و قسمت شمالی-شرقی همدان و شرق کردستان و قسمت جنوبی دو آذربایجان هم شامل میشود. (شکل 1)

 

این باریکه مثلثی شکل از سرزمین فلات ایران نسبت به زمینهای فلات مرکزی برجسته تر است و شیب آن از باختر به سمت خاور فلات است. به همین دلیل هم سیلاب ها و رودهای جاری در منطقه از جنوب آذربایجان به سوی زنجان و قزوین و کرج و تهران و قم حرکت میکنند و در مسیر خود به رود ها و سیلاب ها و فاضلاب های سر راه پیوسته تا سرانجام به انتهای مسیر خود در دو گودال حوض سلطان و یا دریاچه قدیم قم برسند. در انتهای مسیر، یعنی گودال حوض سلطان و دریاچه قم میتوان نمک آب آورده را که به صدها و یا هزاران تن میرسد مشاده کرد. (شکل 2) 


این باریکه مثلثی شکل نه تنها مانند مسیله و دالانی برای سیلاب های منطقه ای بین البرز و زاگرس عمل میکند بلکه دالانی برای عبور بادهای دایمی و موسمی منطقه هم هست. این بادها از شمال غرب بر فراز آذربایجان عبور کرده و به سوی شرق و مرکز فلات ایران حرکت میکنند. (شکل-3)


چند روز پیش در خبر ها آمده بود که میلیون ها قطعه ماهی در دریاچه تفریحی پشاپویه تلف شدند. این دریاچه مصنوعی با احداث یک سد خاکی بر یکی از شاخه های رود های جاری در این منطقه مثلثی شکل مورد بحث به وجود آمده و محل دقیقتر آن در جنوب اسلام شهر در جنوب غرب تهران میباشد. (شکل 4)

از آنجا که دریاچه این سد در پایین دست مراکز جمعیت غرب تهران و همچنین مراکز جمعیت و مناطق صنعتی کرج و قزوین و زنجان و میانه قرار دارد، احتمال آلودگی آب دریاچه با پسماندهای صنعتی و فاضلاب و همچنین نمک مصرفی ساکنان منطقه بسیار بالا است. حادثه مرگ ناگهانی ماهی های سد پشاپویه گواه این مدعا است و شکی نیست، که با شرایط جغرافیایی، کم آبی و افزایش آلاینده ها در محیط زیست شکننده منطقه و ایران، در آینده نزدیک و دور بازهم شاهد حوادث مشابهی خواهیم بود. مرگ ماهی ها شاید این اولین اخطار برای پیدایش کویر لوت ثانی در منطقه اطراف تهران هم باشد. این حادثه که ظاهراً به دلیل سرازیر شدن فاضلاب نا پرورده به دریاچه تشخیص داده شده است ممکن است به دلیل ورود آبهای شور بالادست به دریاچه هم باشد چه ماهی های آب شیرین قادر به تحمل افزایش نمک در آب نیستند. ممکن است که به دلیل کمبود باران و خشکسالی دریچه سد را کاملا بسته باشند وبا ورود نمک باد آورده ارومیه به محیط ممکن است غلظت نمک آب دریاچه تدریجا یا ناگهان افزایش یافته و به نقطه حساس رسیده باشد و موجب مرگ ناگهانی ماهی ها شده باشد.

با خشک شدن ارومیه هم اکنون سواحل مشحون از نمک و بستر خشک دریاچه (شکل 5)

در معرض فرسایش بادهای موسمی و دایمی منطقه آذربایجان است و هر روز مقدار زیادی نمک از طریق باد و ریزگردها به منطقه مثلثی شکل "گردن گربه ایران" منتقل میشود. این نمک نه تنها زمین های این قسمت از فلات را به شوره زار و کویر تبدیل خواهد کرد اما بعداً به همراه سیلاب ها به گودال حوض سلطان منتقل شده و افزایش نمک در این گودال و دریاچه قم را در سالهای اخیر میتوان به آسانی در شکل 2 و شکل 5 ملاحظه کرد. 
در شکل 6 مسیر بادهای 120 روزه سیستان را ملاحظه میکنیم که با انتقال نمک به کویر لوت این بیشه زار سرسبز را به کویر بی حیات لوت تبدیل کرده اند. دوستان کویر شناس ممکن است بگویند در کویر لوت حیات وجود دارد. آری حیات وجود دارد اما آنچه هست حاکی از یک اضمحلال ضد ت کاملی است که سرانجام به توقف کامل خواهد رسید. آیا با مقایسه شکل 3 و شکل 6 نمیتوان کویر لوت دیگری را در گلوگاه فلات ایران در 50 سال آینده تجسم کرد!؟ با این شواهد و دلایل ارائه شده، آیا نمیتوان نتیجه گرفت که با انتقال نمک های بستر ارومیه به منطقه شمال غرب فلات مرکزی ایران کویر لوت دیگری، این بار در زمینهای گلوگاه ایران، در حال شکل گرفتن است؟ بازهم ترجیع بند این نوشته همان است که بود تا نا باورها باور کنند: تنها راه نجات فلات ایران از دست دیو سفید نمک زدایی فلات یاران است. راه دیگری وجود ندارد. 
"سر هر کوه رسولی دیدند
ابر انکار به سر آوردند.
باد را نازل کردیم 
تا کلاه از سرشان بردارد
خانه ها شان پر داوودی بود
چشمشان را بستیم 
دستشان را نرساندیم به سر شاخه هوش
جیب شان را پر عادت کردیم 
خواب شان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم."


(سهراب سپهری) 

 

 

 

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۰۹:۵۹ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

آیا فلات ایران به زودی غیر قابل زیست میشود؟ (بخش ششم)

آیا فلات ایران به زودی غیر قابل زیست میشود؟ (بخش ششم) 

با یک محاسبه ساده میتوان میزان تخریب محیط زیست از طریق نمک مصرفی و واریز شده توسط ساکنان به خاک فلات ایران را محاسبه کرد. هر انسان به طور متوسط روزانه به 5 تا 6 گرم نمک طعام نیاز دارد تا همین مقدار نمکی را که در فعالیت های طبیعی بدن از دست داده است جبران کند. ناگفته نماند که غذاهای روزانه بدون اضافه کردن نمک به غذا بیش از مقدار نمک مورد نیاز بدن را تامین میکنند و نیازی به اضافه کردن این سم محیط زیستی به غذا نیست. اما متاسفانه مصرف سرانه نمک در میان ساکنان فلات ایران دو یا سه برابر مقدار مورد نیازاست که علاوه بر افزایش فشار خون بی کم و کاست به محیط زیست بسته فلات وارد شده و آسیب های جدی هم به محیط زیست وارد میکند. اگر محتاطانه و محافظه کارانه متوسط مصرف سرانه نمک روزانه را 10 گرم در نظر بگیریم یک انسان 80 ساله ساکن فلات در طول عمر خود نزدیک به 300 کیلوگرم (80 * 12 * 365 * 10) نمک به این محیط زیست بسته واریز میکند.

 

این مقدار نمک میتواند حد اقل سه تن خاک را به شوره زار تبدیل کند. اما اگر مقدار نمک مصرفی و واریز شده توسط جمعیت 60 میلیونی فلات مرکزی ایران را محاسبه کنیم به رقم سر سام آور حد اقل 600 تن نمک در روز میرسیم که همه روزه از طریق پسابها و فاضلابها و سیلابها به سمت زمین های پست و گودالهای درون فلات روانه و در آنها انباشته شده است. البته این مقدار شامل نمکی که اخیراً به تقلید ازغرب در روزهای برفی توسط شهرداریها و اداره راه بر سطح خیابانها وجاده ها پاشیده میشود و ریخت و پاش های خانگی (نمک سود کردن برنج قبل از پخت)

وهمچنین نمکی که به غذای دام و طیور اضافه شده و به محیط زیست بسته فلات واریز شده و میشود نمیباشد. پر واضح است که در طی چند هزار سال استخراج و واریز شدن نمک به محیط زیست بسته و بدون برون رفت فلات مرکزی راهی به جز گسترش کویر باقی نمانده و نمیماند. با نگاهی به موقعیت جغرافیایی دریاچه های شور فلات مرکزی ایران میبینیم که همگی در قسمت مرکزی و بسته سرزمین فلات (بین سه کوه البرز، زاگرس، هندوکش) و در پایین دست مراکز جمعیت (حوض سلطان، قم، خراسان، ارومیه و بختگان) قرار دارند که خود نشانگر چگونگی به وجود آمدن این دریاچه ها و نقش جمعیت های انسانی در این فرایند میباشد. یکی از مهمترین فواید این دریاچه های شور حبس و ضبط نمک وارده به محیط زیست فلات ایران بوده که با سد سازیهای بی حساب و دستکاریهای گسترده در آبریزهای منطقه در سی سال اخیر همگی خشک وتبدیل به نمکزار شده اند.

عکس

بستر نمکین این دریاچه ها و گودال های خشکیده هم اکنون پیوسته درمعرض فرسایش باد قرار دارند و با پراکنش نمک به زمینهای مجاور و دوردست موجبات پیشروی سریعتر کویر به سمت کوهپایه ها را فراهم کرده و دیری نخواهد گذشت که باقی مانده زمین های فلات ایران نیز به سرعت به کویر و شوره زار تبدیل شوند. نمک پراکنده شده در زمینهای فلات از دو طریق عمده موجب تخریب محیط زیست میشود. وقتی میزان نمک در خاک از حدی بگذرد حتی گیاهان شور پسند هم نمیتوانند به راحتی نشو و نما کنند تا چه رسد به درختان و درختچه ها و بوته های معمولی که با نمک میانه خوبی ندارند. با مکیدن آب از خاک و از ریشه رس گیاهان، نمک موجب پژمردگی و مرگ نورسته های گیاهی میشود و به این ترتیب قشر سبزینه خاک نمیتواند هر ساله خود را نو سازی و باز سازی کند و پس از چندی زمین ها کویری (نه بیابانی) میشوند. با از دست رفتن قشر سبزینه و کاهش رطوبتی که از طریق روزنه های برگ گیاهان به هوا وارد میشود و به طراوت هوا و همچنین به تراکم ابرها بر فراز منطقه کمک میکند، زمینه برای بروز کم بارانی و خشکسالی بیشتر و تشدید کویرزایی فراهم میشود. افزایش نمک در خاک از طریق دیگری هم به بروز کم بارانی و خشکسالی در مناطق کویری کمک میکند. زمین های کویری و شوره زارها و نمکزارها به دلیل رنگ سفید نمک وانعکاس بیشتر نور و گرمای خورشید از خاک به هوا موجب گرمایش هوا برفراز نمکزار و زمین های کویری میشوند. هوای گرم شده هم تبخیر های سطحی را افزایش میدهد، هم با صعود به طبقات بالای جو از تراکم ابر ها بر فراز خاک منطقه جلوگیری و در چرخه آب اختلال ایجاد میکند (رجع شود به شماره 79 سایه بان

) و هم موجب اختلال در جهت و مسیر حرکت توده های هوا شده و توفانهای غیر منتظره و یا بادهای طولانی مدت را (مثل بادهای 120 روزه سیستان) موجب میشود. دو توفان پی در پی در خرداد ماه 1393 در منطقه گلوگاه ایران احتمالا به همین دلیل اخیر به وجود آمده اند و انتظار میرود در آینده شاهد طوفانهای مشابه دیگری هم در این منطقه باشیم. همچنین بادهای طولانی مدت و حامل نمک از طرف دریاچه ارومیه نیز ممکن است به زودی کویر لوت دیگری در زمینهای گلوگاه ایران به وجود آورند. ظاهراً به حاطر سفیدی رنگ زمین میزان بارش بر فراز همه نمکزارها و کویر های دنیا به طور چشمگیری کمتر از میانگین منطقه میباشد. مثلا، در کویر لوت هرازده سال یا بیشتر باران مختصری میبارد زیرا این منطقه از چهار طرف در محاصره نمکزار و کویر است. در کشور بولیوی بر فراز کوههای اندیس کویر نمک وسیعی وجود دارد که میزان باران سالانه در آن بسیار ناچیز است (شکل 10).

در حالیکه هیچگونه رستنی در محوطه کویر نمک بولیوی به چشم نمیخورد در حاشیه این کویر گیاهان شور پسند و مقاوم مثل کاکتوس پیدا میشوند و کمی دورتر در مجاورت محوطه کویر بولیوی درحتان و درختچه ها پیدا میشوند و در فاصله نه چندان دوری از آن پرباران ترین مناطق دنیا یعنی جنگل های آمازون یافت میشوند. 

 

 

 

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۰۹:۵۸ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

آیا فلات ایران به زودی غیر قابل زیست میشود؟ (بخش سوم)

آیا فلات ایران به زودی غیر قابل زیست میشود؟ (بخش سوم) 
از دیدگاه کنام شناسی و زیست بوم شناسی، سرزمین پهناور فلات ایران، که مشتمل بر زمین های محصور بین رشته کوههای های البرز و زاگرس (شکل 4 – نوار سبز رنگ) ودو نوار ساحلی شمالی و جنوبی است، تا کوهها ی هندوکش در شرق و دشتهای ازبکستان در شمال شرق امتداد می ِیابد (شکل 1 ، خطوط زرد).

 

آب و هوای این سرزمین پهناور بسیار متنوع بوده و در بسیاری موارد دارای ویژگی های بارز و بی همتا است. فلات ایران از پر باران ترین تا خشک ترین و از سردترین ها تا گرم ترین نقاط کره زمین را در بر میگیرد. اما در قسمت میانی فلات ایران، یعنی زمینهای محصور و محدود به دو رشته کوه البرز و زاگرس، آب و هوای گرم و خشک و کم باران به تدریج حکمفرما شده است و زمین های گود و دشتهای این قسمت فلات به تدریج کیفیت و توانایی خود را به عنوان زیست بوم و محیط زیست از دست داده اند. در واقع پدیده کویرزایی به مرورو از دیر باز در سرزمین فلات مرکزی ایران از طرف جنوب شرق ایران (سیستان، کرمان خراسان) و غرب افغانستان به سمت شمالغرب منطقه فلات (تهران، کرج، قزوین، زنجان، و آذربایجان) در حال گسترش بوده است (شکل 5). این روند کویر زائی، با خشک شدن دریاچه ارومیه و احتمال انتقال هزاران تن نمک بستر این دریاچه توسط باد به زمینهای گلوگاه ایران، در سالهای اخیر شتاب بیشتری به خود گرفته است و بیم آن میرود که زمینهای باریکه شمال غرب یا گلوگاه ایران هم به زودی به کویر لوت دیگری تبدیل شوند. این مطلب در شماره های آینده مورد بررسی قرار خواهد گرفت. بارز ترین خصیصه کویرها، به خصوص کویرهای فلات مرکزی ایران، و وجه تمایز آنها از بیابان اینست که در بیابان (شکل 6)

درعین کم آبی پوشش گیاهی مناسب بیابان یافت میشود و با مدیریت بهینه آب و دیگر منابع طبیعی موجود حتی میتوان بیابان را سرسبز تر کرد. طبق این تعریف، کوهپایه های جنوبی البرز و کوهیایه های شمالی و جنوبی زاگرس در فلات ایران را میتوان بیابان نامید که در واقع باقی مانده زیست بوم های اولیه فلات مرکزی ایرانند و میتوان با مدیریت بهتر منابع شرایط موجود درآنها را بهبود بخشید. اما دشت های کویری فلات مرکزی ایران عموماً فاقد پوشش گیاهی بوده و خاک در این نواحی در حد نیمه اشباع (کویر) یا اشباع (شوره زار) یا حتی فوق اشباع (نمکزار) از نمک می باشد. این در حالی است که ممکن است مقادیر قابل ملاحظه ای آب هم در کویر یافت شود (شکل 7).

عکس

زمینهای کویر مرنجاب و اطراف باتلاق گاوخونی در استان اصفهان، و زمینهای اطراف دریاچه قم در عین حال که حاوی مقادیر چشمگیری آب هستند، فاقد پوشش گیاهی و قشر سبزینه اند و بدون نمکزدایی این زمینها امکان بازگشت قشر سبزینه وجودندارد. طبق اطلاعات موجود علاوه بر رود شور بیرجند (شکل 7) حتی در نقاطی از گودال کویر لوت در عمق کمی از سطح زمین آب گوارا - به همراه بوته ها و درختان - یافت میشود (به نقل از اقای آحمد رونقی)، که بی شک امتداد آن به سرچشمه ای در کوههای اطراف میرسد. این وجوه تمایز کویر و بیابان و چیرگی تدریجی کویر بر بیابان را میتوان در وجود یک علت و عامل در کویر جستجو کرد و آنهم افزایش روز افزون مقدار و گستدره نمک است که سرزمین فلات ایران به دلیل بسته بودن و راه آب نداشتن به دریای آزاد در این زمینه صدر نشین در میان کویرها و بیابان های دنیاست. ترکیب پایدار نمک در خاک هرگزاز بین نمیرود و در فلات ایران پیوسته به مقدار آن افزوده میشود. نمک از رویش دانه گیاهان در سرزمین فلات و باز سازی قشر سبزینه در زیست بوم ها جلوگیری کرده و به تدریج قشر سبزینه را از خاک فلات زدوده است. عوامل دیگری هم از جمله چرای بی حد و تخریب جنگلها و مراتع و توسعه شهرها توسط انسان به عنوان عوامل کویر زایی شناسایی شده اند اما نقش و اثر این عوامل ثانوی و یا جانبی به هیچ عنوان به پای تخریب زیست محیطی حاصله از انباشت نمک در خاک فلات بسته ایران نمی رسد. برخی عوامل هم از قبیل تغییرات اقلیمی، تراکم زباله های مصنوعی (پلاستیک)، برداشت بی رویه از سفره های آب زیر زمینی، اسراف در مصرف آب به خصوص در زمینه کشاورزی و پل میانگذر ارومیه و غیره ارائه شده اند که خود یا معلول خشکسالی اند و یا هیچ نقشی در ایجاد خشکسالی ندارند. متاسفانه بسیاری ازمسئولان، دست اندرکاران وعلاقه مندان محیط زیست با تمرکز کردن بر معلول ها و عوامل بی ربط ازعلت یابی و تشخیص عوامل ذیربط و ارائه راهکارهائی مناسب برای رفع بحران خشکسالی موجود غافل مانده اند.

 

 

 

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۰۹:۵۷ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

آیا فلات ایران به زودی غیر قابل زیست میشود؟ (بخش یکم)

آیا فلات ایران به زودی غیر قابل زیست میشود؟ (بخش یکم) 
جواب این سوال را میتوان در روند کویری شدن فلات پهناورایران (شکل 1) پیدا کرد که ظاهراً از دیر باز به تدریج از یک سرزمین نسبتا سرسبز و پر طراوت به نمکزار و شوره زار و کویر تبدیل شده است.

 

با نگاهی گذرا به زمین شناسی و جغرافیای منطقه وکاوشی سطحی در گنجینه تاریخ وادبیات ایرانزمین میتوان ابعاد و روند این دگردیسی گسترده تخریبی و نامحسوس را به درستی تعریف و تبیین، و از آن مهم تر دورنما وامتداد وخامت شرایط موجود را نیز در آینده نزدیک و دور ترسیم کرد. شواهد و قراین موجود نشان میدهند که فلات ایران درعصر یخبندان اخیر (ده هزار سال پیش) سرزمینی سرزنده و سرسبز، پر آب و پر طراوت با گونه های فراوان گیاهی و جانوری بوده است و به همین دلیل هم بعد ها کوچ آقوام آریایی را به منطقه موجب شده است. اما در طی چند هزار سال سکونت انسان وبخصوص به دلیل افزایش سریع جمعیت و تخریب زیست محیطی ودستکاریهای گسترده درآبریزهای منطقه در پنج دهه اخیر، بیم آن میرود که باقیمانده زمینهای فلات در شمال غرب ("گلوگاه ایران) نیز به سرعت به شوره زار و نمکزار سترون تبدیل شوند و چرخه شوم کویرزایی در یک جهش سریع کل منطقه فلات ایران را به کویری یکپارچه از سیستان تا آذربایجان تبدیل کند. زمین شناسی وجغرافیای فلات ایران نشان میدهند که در قسمت میانی (شرق ایران و غرب افغانستان) این منطقه محصور میان رشته کوه های البرز و کپه داغ در شمال و شمال شرق، زاگرس در جنوب و هندوکش در شرق، سه دریاچه مجزا ویا متصل به هم در محل کنونی سه گودال کویر نمک خراسان، کویر لوت سیستان وگودال ریگستان (دریاچه هامون) درغرب افغانستان وجود داشته، که در شکل 1

بازسازی تصویری شده است. آخرین باقی مانده این دریاچه ها هامون بود که تا چند دهه پیش هم از برکت هیرمند آبگیری نسبتاً وسیع بود اما در سالهای اخیر، به دلیل کاهش فروریزها در منطقه ودیگر عوامل تخریبی و جانبی، کاملا خشک و بی آب شده است. گرچه اخیراً به دلیل افزایش نسبی فروریزها در کوههای شرق افغانستان و بازگشت هیرمند بار دیگر موقتاً کمی آب و طراوت به این گودال بازگشته است اما با ادامه خشکسالی ها آینده و بقای این دریاچه همچنان در ابهام است. گودی های کویر نمک خراسان هنوز هم در فصول پرباران به دریاچه های موسمی نمک تبدیل میشود و گاه در صورتیکه میزان بارندگی ها بیشتر از معمول شود احتمال به وجود آمدن دریاچه ای نسبتاً وسیع در این گودال نیز کماکان وجود دارد (شکل 1). همچنین وجود آبادی هایی با نام یا پیشوند "بندر" در استان خراسان (به نقل از اقای احمد رونقی از مشتاقان محیط زیست، کویر نورد و از اهالی خراسان جنوبی) نشانگر وجود دریاچه ای وسیع در محل کویر نمک خراسان بوده است. شاید اگر زمینهای رسوبی و آبرقتی موجود در زیر لایه های نمک در این منطقه کندو کاو شوند بقیایای اسکلت برخی جانوران آبزی در این منطقه به دست آید که بی شک بر وجود دریاچه ای در این محل صحّه خواهد گذاشت. اما در مورد گودال لوت وجود شماری اندک ازدرختان کهور در گودال لوت وهمچنین وجود آب شیرین دربرخی نقاط آن میتواند نشانگر وجود بیشه زاری در این محل بوده باشد که امروزه دراثر بادهای 120 روزه حامل شن و نمک ازکویر نمک خراسان به سختی میتوان وجود آنرا باور یا حتی تصور کرد..... ادامه دارد 29 تیرماه 1393

 

 

 

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۰۹:۵۶ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

هشداری که ده سال جدی گرفته نشد... دوره خشکسالی 30 ساله در ایران آغاز شد.

هشداری که ده سال جدی گرفته نشد... دوره خشکسالی 30 ساله در ایران آغاز شد.
دکتر اسدا... ابراهیمیان. پژوهشگر و محقق ایرانی محیط زیست ساکن امریکا:

 

عکس
هشداری که ده سال جدی گرفته نشد... دوره خشکسالی 30 ساله در ایران آغاز شد.
این شرایط را 16 سال پیش در نامه ای به دفتر اقای خاتمی پیش بینی کردم و هشدار دادم که نمک روز افزون حاصله از فعالیت طبیعی بشر در فلات بسته ایران این سرزمین را به نمکزار و برهوت تبدیل خواهد کرد. کارنشناسی در سازمان محیط زیست نوشت نمک از زمین بر می آید و به زمین بر میگردد و به این ترتیب "چرخه نمک در طبیعت" توسط "متخصص محیط زیست" اختراع شد و مساله حل شد. اما حال میبینیم که چرخه شوم کویرزائی به سرعت میرود تا باقی مانده فلات ایران را هم فراگیرد.
هشداری که ده سال جدی گرفته نشد...
ایران از امسال وارد یه دوره خشکسالی سی ساله شده، و اگه من و تو و همه جامعه و دولت به فکر نباشیم تا ده سال آینده ایران کاملا بیابون میشه
طبق گزارش ناسا شدت خشکسالی در ایران به حدی هست که کشاورزی ایران رو به کل نابود میکنه و ایران تبدیل به وارد کننده محض محصولات زراعی میشه
اگه تدابیر جدی در نظر گرفته نشه ایران طبق گزارش ناسا از یک کشور نیمه خشک تبدیل به یک کشور خشک میشه.
مثالی از کشورهای خشک:عربستان، مغولستان
میانگین بارش باران درجهان سالی هشتصد میلیمتره و این رقم در ایران در حالت طبیعی ۲۵۰ میلیمتره.در حالی که ثابت تبخیر آب در ایران ۴برابر دنیاست و جالب اینجاست که میانگین مصرف آب توسط کاربران خانگی در ایران دوبرابر میانگین جهانیه.این یعنی فاجعه.کمی بهش فکر کنید
جالب اینجاست با ۲۵درصد صرفه جویی از بحران عبور میکنیم.دوستان خواهشا جدی بگیرین،وقتی دارین ظرف میشورین،حموم،لباس و..بهش فکر کنین.ممنون

https://www.facebook.com/science111

 

 

 

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۰۹:۵۶ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

چرا فلات ایران دچار قهقرای خشکسالی و ایست زیست محیطی شده است (فسمت یکم)

اخیرا یکی از زیرمجموعه های سازمان هوا و فضای امریکا (NASA)، با استفاده از ماهواره سنجش موضعی گرانش زمین و مطالعه خشکیهای زمین به مدت 7 سال، اطلاعات بسیار جالبی از مقدار اب های زیرزمینی کره خاک را ارائه داده است.

 

این ماهواره به کمک رایانه های همراهش در فضا، همانند یک ترازوی معلق عمل میکند. با سنجیدن مقدار گرانش هر منطقه یا ناحیه به وسیله این ترازوی گرانش سنج میتوان به درستی نشان داد که ایا مقدار گرانش یک ناحیه تغییر کرده است یا نه. از آنحا که آب های زیر زمینی تنها متغیر این معادله هستند پس اگر مقدار این آبها به طرز چشمگیری کم شود میزان گرانش ان منطقه هم کم خواهد شد. 

اطلاعات به دست امده نشان میدهد (شکل 1) که ابهای زیرزمینی منطقه شرق ترکیه، سوریه، عراق و ایران به طرز چشمگیری کاهش یافته است. گرچه بسیاری از دنشمندان علوم زمین و زیست این کاهش را ناشی از تغییرات اب و هوایی کره زمین داسته اند اما از انجا که انها با فلات ایران اشنا نیستند از نقش عوامل منطقه ای و دراز مدت منطقه بی خبر بوده و دلیل اصلی این فهقرای تخریبی را به کلی از قلم انداخته اند. البته دانشمندان ایرانی هم که چشم و نگاهشان به دهان غربی ها است این توضیح را در بست قبول کرده و از اصل مساله غافل مانده اند برای حل بحران راه های عجیب و غریب ارایه میدهند. 

در شکل 2 و 3 و 4 میتوان چشم انداز این قهقرای زیست محیطی را از 10000 سال پیش تا 50 سال آینده را تجسم کرد. 


در شکل 2 میبینیم که فلات ایران دارای یک یا 3 دریاچه عظیم در منطقه شرق ایران و غرب افغانستان بوده است. اما این دریاچه ها رفته رفته تحلیل رفته و چندین گودال نمک یا دریاچه موسمی باقی مانده اند. دریاچه های بختگان و ارومیه دو بازمانده اخرین این روند ناپدید شدن دریاچه ها در فلات ایران بوده و هستند. 

درشکل 3 که از نقشه گوگول-زمین برداشته شده به راحتی میتوان محل این دریاچه های نمک که به رنگ سفید هستند را ملاحظه کرد. 

در عکس 4 این روند تخریب تا 50 -60 سال آینده امتداد داده شده تا ببینیم چه سرنوشتی در انتظار نسل بعدی ایران است. 

دو دلیل اصلی این سیر قهقرایی عبارتند از:

1. فعالیت طبیعی انسان و افزایش جمعیت انسانی در فلات مرکزی ایران که شامل تمام استانهایی که بین دو کوه البرز و زاگرس هستند به اضافه دو آذربایجان که به رقمی نزدیک به 60 میلیون نفر قرین است. با احتساب 5 گرم نمک مصرفی سرانه در روز میتوان به اسانی محاسبه کرد که روزانه 300 تن نمک توسط اهالی محترم فلات مصرف میشود و معادل همین مقدار هم به سرزمین فلات واریز میشود. البته مقداری از این نمک از گودالهای نمک برداشت میشود اما روند فزاینده نمک خاک غیر قابل انکار است. 

2. جعرافیای بسته سرزمین فلات ایران هیچ آبراهی برای شستن و رفتن نمک به دریای آزاد را ندارد و درنتیچه نمک در زمین انباشته شده و رستنی ها را از سرزمین فلات زدوده است. این روند انباشت نمک در 30 سال اخیر به دلیل افزایش جمعیت انسانی شتاب بیشتری گرفته است. 

اگر چه سد سازی های اخیر موجب خشکیدن دریاجه ها شده اند اما ابی که در فلات ایران فروریز کرده در جای دیگری انباشته شده است و به اصطلاح هدر نرفته است. اما بیلان این آبها روند کاهش فروزیز ها را نشان میدهد. 

حتی اگر اب پشت سد ها را به گودالهای نمک برگردانیم خشکسالی ایران مرتفع نخواهد شد و افزایش هم خواهد یافت. آنوقت با جمعیت بیشتر و باران کمتر جایی برای زیستن در فلات مرکزی نخواهد ماند. 

تنها راه برون رفت از این مشکل بازگرداندن رستنی ها به سرزمین فلات است و انهم فقط در گرو نمک زدایی مستمر از فلات ایران است.

 

 

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۰۹:۵۵ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

این مساله نمکزارشدن فلات ایران 12سال پیش طی نامه ای به دولت وقت گوشزد شد

این مساله نمکزارشدن فلات ایران 12سال پیش طی نامه ای به دولت وقت گوشزد شد
این مساله نمکزارشدن فلات ایران 12سال پیش طی نامه ای به دولت وقت گوشزد شد اما کارشناسی نوشت که این مساله وجود خارجی ندارد و به کل منکر ان شد. به دلیل راه نداشتن فلات ایران به دریای ازاد تمام الاینده های جامد مثل نمک در زمین میمانند و سرانجام شوره زار میشوند. دریاچه ها این نمک را در خود نگه میدارند و مسلما وقتی خشک شوند نمک برجای مانده زمین ها ی اطراف را تهدید میکند. راه حل مساله انچه که تاکنون پیشنهاد شده نیست و خیلی اسانتر از انست که اب را به دریاچه بریزیم که هم اب هدر میرود و هم نمک برجاست.

 

عکس
http://newsforums.bbc.co.uk/ws/thread.jspa?sortBy=2&forumID=14247&start=75&tstart=0

 

 

منبع: www.rezakhazai.ir
با همت و تلاش دکتر اسدا... ابراهیمیان محقق و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا و مهندس رضا خزایی

+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۰۹:۵۴ توسط دیده بان دسته : نظر(0)

بی بی سی فهمید ، ما نفهمیدیم ....

بی بی سی فهمید ، ما نفهمیدیم ....
یا بهتر بگم: نخواستیم که بفهمیم
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/06/140625_l93_water_iran.shtml
+ نوشته شده در جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳ساعت ۰۹:۵۲ توسط دیده بان دسته : نظر(0)